به پایان امد این دفتر...
غم انگیزترین لحظه زندگی یه ادم اتمام ی فصل از زندگیشه
و رفتن از زندگی
حمید عزیزم
من اخرین اشتباهمو میکنم و مینویسم اگه روزی خوندی به بزرگواری خودت ببخش
من از اغازین روزهای اشناییمون دوستت داشتم
روزها ماهها سالها و...گذشت و این ابرازش بود که تمومش کرد
یک ابان دست خودم نبود هنوزم پشیمون نیسم چون لااقل حسرت دوستت دارم به دلم نموند
شاید هیچ وقت دیگه....
بگذریم
من روزای سختی رو گذروندم تا امشب که تونستم بنویسم
دیگه شاید هیچ وقت از حال هم باخبر نشیم
همیشه برام باورنکردنی بود بشم غریبه ای که دوستت داشت
در طول تاریخ اشناییمون همه روزایی که هر کیو به جز من دوست داشتی برام سخت بود
اما تو تحمل ندیدن کلیپتو نداشتی
یا من ادم نبودم یا تو خیلی حساس بودی
دوست عزیزم
امسال جات تو اخرین لحظات تولدم خالیه
جای تو ارزوهامو به اسمون میگم
شاید اون بباره و دنیا پر از ارزو بشه
ارزوی دوست داشتن
روز عشق
اون رو جای تبریک نداره شاید دیگه برای من دیره
فقط امیدوار بودم هیچی شعار نباشه
موندن حتی اگه من....
بازم بگذریم
امیدوارم بازم عاشق بشی
اما تو اشتباه نکن
بزرگترین درد زندگی من دوست داشتن اشتباه تو بود
همشو پس گرفتی
مهم نیس هدیه کن به کسی که دیگه اشتباه نباشه
من برای همیشه میرم
و این وبلاگ و خاطراتش میشه یه انباری قدیمی
که دیگه شاید هیچ وقت گردگیری نشه
بزار این اشتباه برای همیشه یک اشتباه بمونه
تکرار اشتباه انتخابه
حمید عزیزم
اول به خدا میسپرمت
دوم به همه ارزوهای قشنگم برات
مواظب خودت باش
امضا: دوست همیشگی تو....
یک رفتن پاییزی......ما را در سایت یک رفتن پاییزی... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 7